ای خواهران و برادران! برای ما و همه مسلمین در سراسر جهان یک ولی امر وجود دارد و حال اگر بیشتر مسلمانان نمیخواهند از ایشان تبعیت کنند مشکل خودشان است چنانچه پیشتر نیز بسیاری از مردم، از پیامبر و امامان معصوم تبعیت نکردند ولی این بدان معنا که امام، امام و پیامبر، پیامبر نبود نمیباشد. ما ولی امری داریم که نائب امام مهدی(عج) است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاکی و صفات نیکو و پرهیزگاری و به طور همزمان، شجاعت، قدرت، حکمت، تدبیر و بصیرت او آگاهیم. او با آمریکا و اتحادیه اروپا و کشورهای تحت سلطهشان که منطقه خلیج را پر کردهاند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهاده که او را به ولایت امر ما برگزیده است.
ادامه مطلب ...
ورزش به این معنی نیست که ایشان قدم میزند، تند راه میرود، نه، ورزش میکند، یعنی مربی ورزش با ایشان ورزش میکند. این دستی که شماها میبینید ظاهراً ایشان نمیتواند با آن کار کند، هر کدامتان به اندازة ایشان توانستید روی دستتان شنای سوئدی بروید، من به شما جایزه میدهم. ایشان بیش از 20 شنای سوئدی، ـ دو پایتان روی یک پا قرار میگیرد و تنتان روی دستهایتان میآید ـ، انجام میدهد.
ادامه مطلب ...
فرمانده سپاه فتح کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه گروه انحرافی و فتنه گران دو لبه یک قیچی هستند گفت: این دو گروه درصدد حذف ارزشهای اسلامی در جامعه هستند.

عوض شهابیفر در کنگره سرداران و 600 شهید شهرستان بویراحمد که در محل گلزار شهدای شهر یاسوج برگزار شد، اظهار داشت: آنچه که توطئه فتنهگران، منحرفین و استکبار جهانی را خنثی میکند خون شهیدان است.
فرمانده سپاه فتح کهگیلویه و بویراحمد ابراز داشت: شهیدان ناظر بر همه کارها و اعمال هستند و باید به گونهای رفتار کنیم تا روح آنها از ما شاد شود.
وی با بیان اینکه گروه انحرافی و فتنهگران دو لبه یک قیچی هستند، گفت: این دو گروه دنبالهرو سازمان منافقین و دشمنان قسم خورده ملت هستند که امروز در صدد حذف ارزشهای اسلامی در کشور منتسب به شهیدان میباشند.
شهابیفر افزود: منحرفین امروز به نام مکتب ایرانی با برپا کردن برنامههای رقص و مجالس آوازهخوانی در صدد حذف مکتب پویای اسلامی و جایگزین کردن مکاتب انحرافی هستند.
وی با انتقاد از نصب تندیس آریو برزن در یکی از میادین یاسوج و حذف نام شهیدان از برخی خیابانها تصریح کرد: امروز دم اسب آریو برزن را مشرف بر تمثال مبارک شهیدان کردهاند که ضروری است دادستان کهگیلویه و بویراحمد دستور تخریب آن را بدهد.
وی با انتقاد شدید از برخی از مسئولان استان اظهار داشت: میلیاردها تومان در این استان از گذشته تاکنون برای ساختن طرحهای مختلف خرج شده در حالیکه یک ریال برای شهیدان و زنده نگه داشتن یاد آنها خرج نمیشود که این خود مصیبتی بزرگ است.
این فرمانده ارشد سپاه ابراز داشت: تا دست ما به ولایت وصل است شکستی برای انقلاب متصور نمیشود و این منحرفینی که به خاطر پست و مسئولیت برای سرنگونی دولت انقلابی به جادو و جنبل متوسل میشوند باید بدانند که آرزویشان را به گور خواهند برد.
منبع خبر : خبرگچساران
پس از این در تب هنگامه ز پا ننشینم در تب معرکه سرگرم دعا ننشینم
نکند مکر بنی صاعده تکرار شود که علی در قفس خانه گرفتار شود
***
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم
ادامه مطلب ...
این پیوندهای برادری و رفاقت و انس و اخوت، در اسلام اینقدر اهمیت دارد. شما ملاحظه رفیق تان
را می کنید، او را حفظ می کنید، خدای متعال در پاداش این عمل، شما را حفظ می کند. البته حفظ کردن رفیق معناش این نیست که انسان از گناه او، از خطای او دفاع کند؛ کما اینکه در این کارهای حزبی و جناحی و خطی و این چیزها معمول است که اگر خطایی هم از کسی سر بزند، چون با آنها هم جبهه است، هم خط است، هم حزب است، هم گروه است، باید بایستند پایش دفاع کنند؛ نه، این مراد نیست؛ این حفظ او نیست؛ این در واقع مخذول کردن او، بدبخت کردن اوست و خود؛ بلکه مراد، حفظ آبروی مومنی است که برادری ایمانی با انسان دارد. جامع، برادری ایمانی است.
ادامه مطلب ...

مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین مروی
طلبهها برای شرکت در درس حضرت آقا چه ویژگیهایی باید داشته باشند؟
بسیاریشان طلبههای فاضل و طلبههای خوب هستند که درسهای دیگران را دیدهاند، طلبههای ملاّیی هستند و میآیند درس آقا. گاهی اوقات با آنها صحبت میکنیم، میگویند ما حقیقتاً استفاده میکنیم. بعضیهایشان واقعاً مجتهدند ولی میگویند ما چون واقعاً استفاده علمی میکنیم، به درس میآییم. حضرت آقا هم وقت میگذارند، مطالعه میکنند، اقوال مختلف، تتبّع در مسائل فقهی، مباحث رجالی و مباحث اصولی، اینها را خوب مسلطند.
انصافاً این جهات علمی ایشان، مقداری تحتالشعاع شرایط رهبری و وضعیت سیاسی ایشان قرار گرفته است و الاّ جهات علمی ایشان هم جهات برجستهای است.
ایشان در قم درس مرحوم آقای آقا شیخ مرتضی حائری میرفتند، همچنین در درس مرحوم امام، شرکت میکردند و در مشهد، در درس مرحوم آیتالله میلانی شرکت میکردند. ایشان یک وقت تعریف میکردند و میفرمودند من درس آقای آقا شیخ مرتضی حائری میرفتم. درس آقای آقا شیخ مرتضی حائری از آن درسهای سخت حوزه بود. هر کسی درس ایشان نمیرفت. حضرت آقا فرمودند یک وقت من رفتم، خودم بودم و ایشان و بقیه شاگردها نیامده بودند؛ چون درسشان هم خیلی عمیق بوده و خیلیها درک نمیکردند. بیانش هم خیلی بیان رسایی نبوده؛ لذا درس ایشان از آن درسهای بسیار پرکیفیت و پرمطلب درسی حوزه بود. بعد حضرت آقا فرمودند یک روز آقای حائری به من گفتند که آقای آقا سیّد علی آقا! آن موقع شاید حضرت آقا بیستودو سه سالشان بیشتر نبوده من با این استعدادی که در شما میبینیم، شما یا یک مرجع تقلید میشوید، یا حداقل عالم برجسته خطّه خراسان. این بیان از زبان آقای آقا شیخ مرتضی حائری آن عالم برجسته خیلی مهم است.
ادامه مطلب ...

مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین مروی
حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در زندگی شخصی و سلوک فردی خود چگونه رفتار می کنند؟ چند فرزند دارند؟ فرزندانشان چه می کنند؟ غیر از رسیدگی به امور حکومتی، رهبری اوقات خود را چگونه می گذرانند؟ خوراکشان چگونه است؟ و .... از جمله پرسشهایی است که یافتن پاسخی برای آنها، شاید برای همه ما بسیار جالب باشد.
بیشتر ما، در طول 20 سال گذشته که آیت الله خامنه ای رهبری انقلاب را در دست داشته و پیش از آن نیز در مقام رییس جمهوری و دیگر سمتها، ایفای نقش کرده اند، از طریق دیدگاهها، سخنرانیها و برخوردهای ایشان در مجامع عمومی و سفرهای مردمی، چهره رسمی رهبر معظم انقلاب را به خوبی شناخته ایم، اما کمتر دیده شده است که از پشت پرده زندگی رسمی ایشان مطلبی منتشر شود.
برای یافتن پاسخ پرسشهای فوق به سراغ حجت الاسلام والمسلمین "احمد مروی" رفته و پاسخهایی جالب گرفته است.
وی از دوران نوجوانی با حضرت آیت الله خامنه ای آشنایی و ارتباط نزدیک دارد و از 19 پیش تاکنون نیز در مقام معاون ارتباطات حوزه ای دفتر مقام معظم رهبری، از نزدیک واقعیتهای زندگی ایشان را دیده است.
این مصاحبه خواندنی را پیش رو دارید:
ادامه مطلب را مشاهده فرمایید ...
ادامه مطلب ...

یکی از مطالب و موضوعات جالبی که در اینترنت در مورد رهبران جستجو می شود نحوه زندگی ،خانواده ، فرزندان وشیوه زندگی آنان است و از طریق خانواده هایشان نسبت به آن رهبر دیدگاه یا به تحلیلی می رسند .در سالیان گذشته یکی از پرجستجو ترین مطالب که به این وبلاگ ارجاع شده است نیاز به دانستن در مورد فرزندان رهبر عزیز انقلاب بوده است و زندگی ساده و مردمی آنها باعث می شود کسی باورنکند که این سادات و آقا زاده های بزرگوار فرزند رهبر عزیز ایران باشند که به خاطر عزتشون هیچ میل و انگیزه ای برای وارد شدن به مادیات و امور سیاسی ندارند و واقعا پدر معظمشون هم آنها را نهی کرده اند از وارد شدن به سیاست و حتی به مسوولین قضایی هم دستور داده اند که فرزندانش مصونیت قضایی ندارند.
زندگی ساده و بی آلایش و زلال رهبر معظم انقلاب را همه سیاستمداران دیده اند و هیچ سیاستمداری در ایران پیدا نمی شود بتواند ادعای خلاف آن را مطرح کند،البته این رود از سرچشمه پاک است و زندگی والد رهبر معظم انقلاب نیز ساده و مختصر بوده است در ذیل برخی از داستانهای کوتاه در مورد زندگی رهبری و فرزندانشون آمده است که شما را دعوت به مطالعه آنان می کنم.
مختصری اززندگی رهبر انقلاب و تعداد فرزندان و شغل آنها

آیت الله العظمی سید علی خامنه ای "مدظله العالی"، در 28 صفر در سال 1318 هجری شمسی در مشهد، و در منزل یکی از علمای زاهد و به نام مشهد، یعنی آیت ا ...سیدجواد خامنه ای، دیده به جهان گشودند.
پدربزرگ ایشان آقا سید حسین خامنه ای، از علمای آذربایجانی، و اصالتاً اهل یکی از قصبات توابع تبریز به نام خامنه بود. و قبل از اقامت در نجف، در محله خیابان تبریر سکونت داشت. شهید شیخ محمد خیابانی،از روحانیون مبارز دوران مشروطیت، شوهر عمه مقام معظم رهبری است.
مادر ایشان دختر مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید هاشم نجف آبادی بود، و سعی وافری در تربیت فرزندان خود داشت.
به هر حال دوران کودکی را در یک خانه کوچک 70 متری در محلة فقیر نشین مشهد، که فقط یک اتاق و یک زیرزمین داشت، به سر میبردند.
پس از آموزش قرآن در سن چهار سالگی در مکتب خانه، در سن هفت سالگی راهی دبستان شدند. و تحصیلات خود را بعد از دبستان، در دوره های شبانه تا اخذ دیپلم ادامه داده، بطور همزمان دروس طلبگی را نیز از سن 13 سالگی در مدرسه نواب ادامه دادند. و در کنار اینها به ورزش نیز می پرداختند. پس از اتمام درسهای سطوح اولیه و عالیه حوزه، دوسال از درس خارج مرحوم آیت ا...میلانی بهره بردند و سپس حدود دو سال در نجف، از آیات عظام حکیم، خوئی و شاهرودی استفاده نمودند. آنگاه به قم عزیمت کرده، از دروس خارج فقه و اصول حضرت امام ( ، آیت ا...بروجردی، و برخی علمای دیگر کسب فیض نمودند.(1)
مبارزات ایشان همزمان با قیام حضرت امام( در سال 42 شروع شد. و در تمام مراحل و تا آخر در کنار امام( ، و در ردیف یاوران اصلی و اولیه باقی ماندند. در طول این مدت چندین مرتبه دستگیر و زندانی شده، مورد اذیت و آزار مأموران رژیم سفّاک پهلوی قرار گرفتند.
دو فرزند پسر ایشان ازدواج نموده اند، و طلبه هستند. و یکی از دخترانشان عروس آقای محمدی گلپایگانی، رئیس دفترشان میباشد. پدرخانم یکی از پسرانشان آقای دکتر غلامعلی حدّاد عادل، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، و پدرخانم پسر دیگرشان آقای لولاچیان، از همکاران فعال در ستاد اقامه نماز می باشند. دو فرزند دیگر ایشان نیز محصل می باشند.1
ناشناس در میان مردم
امروز با یکی از محافظان آقا دیداری کوتاه داشتم ، از زندگی ساده ، صمیمی و مردمی آقا و روح لطیفش میگفتت و گفت ؛آیت الله خامنه ای محافظ ما بوده است...
وی که اکنون شغل معلمی را اختیار کرده است از داستان ناشناس به جبهه رفتن فرزند آیت الله خامنه ای خاطره ای را ذکر کرد و گفت که او آنقدر گمنام بود که کسی اور ا نمی شناخت و یکی از خاطرات وی را بیان کرد :«مدتی بود که از پسر آقا خبری نداشتیم(زمان ریاستجمهوری) و هراسان به دنبال او میگشتیم دیگر شک داشتیم که خوشبین باشیم و فرضیههای ربودن وی پیش آمد و...تا اینکه یکروز از بیمارستان فیاضبخش به دفتر رئیسجمهوری تماس گرفتند و گفتند آقا یک پسر جوانی اینجا هستند که از جبهه آمدهاند و موجی است و ما هر چه از او میپرسیم که فرزند چه کسی هستی جواب میدهد من پسر سیدعلی خامنهای هستم این سه روز است دائم این جواب را به ما میدهد. و ما هم رفتیم و پسر گمشده رئیسجمهور که کسی آن را نمیشناخت و به باور کسی هم نمیرسید که او فرزند شخص دوم مملکت باشد را به خانه برگرداندیم.

دستور رهبری به مسئولین قضایی ؛اگر پسر رهبری هم تخلف کرد با او برخورد کنید
یکی از مسئولان نظامی دستور تصرف مکانی را صادر کرده بود. گرچه حق با او بود، اما شیوه اقدام قانونی نبود. سازمان قضایی نیروهای مسلح گزارش حادثه را تنظیم و خدمت مقام معظم رهبری ارسال کرد. ایشان در زیر آن گزارش، مرقوم فرمودند: با متخلف برخورد کنید ولو پسر من باشد. (2)
مقام معظم رهبری هنگام بر دوش گرفتن زعامت و رهبری مسلمانان جهان وظیفه خود را اینگونه بیان میکنند:من همین الان خودم را یک طلبه معمولی و بدون برجستگی و امتیازی خاص میدانم؛ نه فقط برای این شغل باعظمت و مسؤولیت بزرگ، بلکه - همانطور که صادقانه گفتم - برای مسؤولیتهای به مراتب کوچکتر از آن، مثل ریاست جمهوری و کارهای دیگری که در طول این ده سال داشتم. اما حالا که این بار را روی دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت(3)
فرزند رهبری نباید این غذا را بخورد

آیتالله جوادی آملی هم یک خاطره زیبایی از حساسیت رهبری نسبت به بیت المال دارند و می فرمایند:یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیتالله خامنهای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کردهام که با هم باشیم. آقا فرمودند: این غذا از بیتالمال است، شما هم مهمان بیت المال هستید. برای بچهها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.(4)
مسئولیت های مهم فرزندان رهبری
آقا دوست ندارند که بستگانشان و مخصوصاً آقازادههاشان در کارهای اقتصادی باشند، قطعاً این را آقا نمیپسندند. خود اینها هم هیچ رغبتی و هیچ اقبالی ندارند. حالا به هر صورت این جور تربیت شدهاند که هیچ اقبالی به این چیزها ندارند. لذا میبینید حتی ضدانقلابترین مجموعهها و گروهها، داخل و خارج، برای هر کس حرفی بزنند البته من آن حرفها را تأیید نمیکنم، خیلی از آنها هم شایعات و حرفهای دروغ است، من نمیخواهم آنها را تصدیق کنم ولی در مورد حضرت آقا و آقازادهها من نشنیدهام چیزی گفته شود. هیچ کس هم شاید نشنیده باشد. چون میدانند اگر این را بگویند، کسی باور نمیکند و آن حرفهای دیگرشان را هم کسی باور نمیکند. یعنی این قدر زندگی آقا و زندگی خانواده و فرزندان آقا سادگیشان، بیرغبتیشان و بیتوجهیشان به مسائل دنیایی تقریباً محرز است که هیچ وقت حتی آن ضدانقلابها، متعرض این معنا نشدهاند.
فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانیهایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغههایی است که خود آقا دارند. این که آنها برای خودشان دنبال آیندهای باشند زندگی، مال، منال، پول، پسانداز اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع میشدم. چون خیلی با اینها مأنوسم. من چنین چیزی واقعاً در اینها ندیدهام.
آقازادهها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والاّ هیچ کدام از آقازادهها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس میخوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کردهاند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس میکنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس میکنند.(۵)
وقتی فرزند رهبری داماد می شود
آقا مصطفی آقازاده بزرگ آقا همان سال اول ازدواجشان که طلبه قم بودند الان هم قم هستند خانهای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً تعجب کردم که آیا این خانه، خانه یک تازهداماد است؟! حالا نه خانه فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه یک تازهداماد هم این نیست. یعنی یک خانه تازهداماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه تازهداماد و خانه تازه عروس، هست. من توی خانه اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازهداماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه در چهار چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه میکردم. حواسم بود و تا آنجا که میتوانستم، رصد میکردم اوضاع و احوال خانه را. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی! زندگی ساده و خوبی در آقازادههای ایشان سراغ داریم.(۵)
-------
منابع و مآخذ:
1- کتاب خاطرات و حکایتهای ویژه از زندگی نامه مقام معظم رهبری، مؤسسه فرهنگی قدر ولایت
2-حجت الاسلام نیازی، رئیس (وقت) سازمان بازرسی کل کشور.
3-سخنرانی در مراسم بیعت ائمه جمعه سراسر کشور به اتفاق رئیس مجلس خبرگان، 12/04/۶۸
4- حجت الاسلام ابوترابی
۵- ویژه نامه «تداوم آفتاب» روزنامه جام جم مردادماه87 /:"احمد مروی" معاون ارتباطات حوزه ای دفتر مقام معظم رهبری
مردادماه سال 1386 بود که روزنامه کیهان نوشت از مدتی پیش روز 24 تیرماه شماری از ارادتمندان رهبر انقلاب فرارسیدن این روز را به عنوان روز تولد رهبری به یکدیگر تبریک می گویند و امسال در تفاوتی با گذشته علاوه بر ارسال شاخه های گل، کارت تبریک، پخش شربت و شیرینی، تهنیت از طریق پیام های تلفنی و... برخی از روزنامه ها نیز، ستون و صفحه و یادداشت به این روز اختصاص دادند. چند سال پیش وقتی برای اولین بار سبدهای گل و نامه های تبریک میلاد به ایشان رسید، در چند کلمه خطاب به یکی از نزدیکان خویش نوشته بودند:«اولاً، مولود این حقیر در تیرماه نیست و ثانیاً؛ من و روز تولدم ارزش این محبت ها را نداریم و اینها موجب شرمندگی من است، در عین حال لازم است از همه آنها تشکر شود.»
پیشتر هم شنیده بودم که امام خامنهای تاریخ تولدی که برایشان نقل میشود را نادرست خوانده بودند، اما در شناسنامه ایشان همان تاریخ قید شده بود. تا اینکه پیامکی از یکی از عشاق ایشان به دستم رسید که امروز، 29 فروردین را سالروز میلاد معظم له اعلام کرده بود. او نیز همچون نگارنده به دنبال تاریخ صحیح تولد ایشان بوده است، تا اینکه در یکی از کتب منتشره از سوی انتشارات قدر ولایت، پی میبرد تاریخ قمری صحیح تولد رهبر حکیم انقلاب، 28 صفر 1358 هجری قمری است و با پیگیری از مرکز تقویم موسسه فیزیک دانشگاه تهران آن تاریخ را با تقویم شمسی تطبیق داده و در مییابد ایشان چهارشنبه 29 فروردین 1318 متولد گردیدهاند.
در همان گزارش سه سال پیش کیهان، به اعتراض ایشان به برگزاری جشنی به مناسبت میلاد ایشان در یکی از استانها اشاره شده بود و اینکه معظم له در حاشیه برگهای که حاوی آن خبر بود نوشتهاند: «این کار غلط است، این تولد و امثال آن هیچ جشنی ندارد، برگزارکنندگان مسئول وقت و عمر و اموالی هستند که در این کار صرف و ضایع می شود. من از کسی که برای تولد من جشن میگیرد به هیچ وجه متشکر نمیشوم و او را مسئول زیانهای این کار هم میشناسم».
این اعتراض ایشان اما به برگزاری جشن بوده است و این منعی بر شناخت دقیق تاریخ تولدشان ندارد. چه آنکه امام خامنهای خود بیانات در دیدار اعضاى همایش مرحوم حاج آقا نوراللَّه اصفهانى در سال 1384 نسبت به اهمال در ثبت تاریخ شخصیتهای برجسته معترض بودهاند و فرموده بودند « ما باید شخصیتهاى اثرگذار در زندگى سیاسى، زندگى اجتماعى، زندگى علمى و زندگى اقتصادىمان را درست بشناسیم... من مىبینم اینها در تاریخهایشان دقیق نوشتهاند که فلانکس در چه تاریخى متولد شد ... یعنى سعى مىکنند این شخصیتها را از لابهلاى انبوه چهرههاى شناخته و ناشناختهى تاریخ منضبط بیرون بکشند و آنها را روى سکو بنشانند؛ مشخص کنند، و به آنها افتخار کنند. البته این کارها واقعاً هم تأثیر دارد؛ یعنى اینطور نیست که تأثیر نداشته باشد؛ اما ما نه؛ ما شخصیتهاى برجستهىمان را البته مىشناسیم، ولى تاریخ وفات خیلىهایشان را هم حتّى نمىدانیم، چه برسد به تاریخ تولدشان یا تاریخ ازدواجشان با فلان دختر، که معمولاً غربىها این چیزها را ذکر مىکنند. این، نشاندهندهى این است که ما به شناسایى و پرداخت چهرهى شخصیتهاى تاریخى خودمان و تحلیل این چهرهها بها ندادهایم و این به ضرر ما تمام مىشود.»
جالب اینجاست که ایشان خود نیز به این مهم اهتمام داشته اند. چنانچه در سال 1370 در دیدار با اعضاى «گروه تاریخ» صداى جمهورى اسلامى ایران با اشاره به اینکه در گذشته من دیده بودم که از هر ده پدیدهى تاریخى، نُه موردش مربوط به اروپا و امریکا بود؛ نه اینکه مربوط به ایران نبود، اصلاً متعلق به دنیاى اسلام نبود، فرموده بودند «آنچه را که مربوط به میهنمان است، یا مربوط به دنیاى اسلام و مسائل اسلامى است، بایستى ریز و درشتش را جمع کنیم و بیان نماییم. به نظر من فرقى هم نمىکند؛ حتّى تاریخ تولد آدمى که براى خودش شخصیتى بوده، سردارى بوده، یا نویسندهى کتابى بوده، بیاید، تاریخ وفاتش بیاید، حتّى تاریخ ازدواجش هم بیاید»
سپس با بیان نمونههایی از چهرههای مطرح ما که سابقه پررنگتری از چهرههای مشابه غربی خود دارند، اما در داخل کشور و جهان اسلام مهجورند، راهکار تنظیم روزشمار را به عنوان یک راه برای معرفی این چهرهها و بررسی ابعاد شخصیت آنها شمرده و میفرمایند « البته شما راست مىگویید، روزشمار یک مقدار کار ما را سخت مىکند؛ اما با تفحص مىشود. سه، چهار سال است که یک وقتهایى به ذهنم رسیده که گاهى اوقات در کتابهایى که مىخوانم، اگر در جایى تاریخ روز دیدم، حاشیهاش علامت بزنم؛ در خیلى از کتابها این کار را کردهام. اتفاقاً امروز که منتظر آمدن شماها بودم، با خودم فکر کردم ببینم آیا مىتوانم یک جمع و جورى بکنم، تا مثلاً صد مورد از اینها جمع بشود؛ دیدم نمىدانم، باید لاى کتابها بگردم. هر کتابى که خواندهام، آنجاهایى که یک تاریخى بوده، ضربدرى زدهام، تا معلوم بشود این تاریخ است. این نشانهى آن است که ما منبع داریم. بله، منبع مدون نداریم.»
وقتی رهبر یک کشور برای جبران خلا تاریخ نگاری خود دست به کار می شود و چنین به تدوین تاریخ تولد و وفات و... چهرههای سرشناس آن اهتمام دارد، آیا به جا نیست ما نیز حداقل در تعیین تاریخ تولد نائب امام زمانمان دقت نماییم؟
اگر ایشان برای پرهیز از اسراف از یک سو و به جهت ورع و تقوایشان به برگزاری جشن برای تولدشان و ارسال سبد گل معترض بودهاند، آیا باید به بهانه این دستور ایشان، در باز شناخت رهبرمان نیز در چنین مناسبتهایی و معرفی ایشان که بخشی درخشان در تاریخ ایران و اسلام است، کوتاهی کنیم؟
امید که این همت آن عاشق ولایت در استخراج تاریخ دقیق تولد معظم له، سرآغازی برای بزرگداشتی نیکو و در چهارچوب صحیح از این نعمت بیمانند الهی باشد که شکر نعمت مایه فزونی و کفران مایه افسوس خواهد گشت.
مسئله غدیر،صرفاً یک مسألهاى که ما جمع شیعه به آن اعتقاد داریم و یک عده از مسلمانها هم به آن اعتقاد ندارند، این نیست. در نگاه تاریخى به اسلام و در تحلیل تاریخىِ حوادث صدر اسلام، موضوع غدیر - یعنى نصب جانشین - یک ضرورتى بود که اگر آنچنان که تدبیر شده بود - تدبیر رحمانى و الهى، و تدبیر نبوى - عمل مىشد، بدون تردید مسیر تاریخ بشر عوض مىشد و امروز ما در جایگاه بسیار جلوترى از تاریخ طولانى بشریت قرار داشتیم.
این که یک مکتب و نظام فراگیرِ نیازهاى زندگى بشر، به وسیلهى پیامبر خاتم در جامعه فرصت پیاده شدن پیدا کند، که این خود یک معجزهى بزرگ بود، که پیغمبر توانست این نظام فکرى و عملى را واقعیت ببخشد و بر روى زمین واقعیت، آن را بنا کند؛ آن هم در دشوارترین جاها. خودِ اینکه در دشوارترین جاها توانسته این بنا پیاده شود و قرار بگیرد، نشاندهندهى این بود که در همهى نقاط زندگى بشر و جغرافیاى انسانىِ آن روز دنیا و بعد از آن، این بنا قابل تحقق است.
این شکل علمى را در مقام عمل، در دشوارترین صورت، پیغمبر توانست تحقق ببخشد. اگر این حادثه اتفاق مىافتاد که حفظ و گسترش کمّى و گسترش کیفى در این موجود خلق شدهى الهى - یعنى جامعهى اسلامى نبوى - مىتوانست به قدر ده، دوازده نسل، پىدرپى حراست و حفاظت بشود، آن وقت مسلّم بود که این حرکت در طول تاریخ بشر، شکستناپذیر مىماند. معنایش این نبود که بشر، دوران انتظارى نخواهد داشت و خود در طول این دوازده نسل، به نهایت مطلوب خود خواهد رسید. اگر آنطورى که پیغمبر معین کرده بود، امیرالمؤمنین، بعد امام حسن، بعد امام حسین، بعد ائمهى دیگر، یکى پس از دیگرى مىآمدند، باز به گمان بیشتر، بشر نیاز به یک دوران انتظار داشت تا بتواند آن جامعهى آرمانى را تحقق ببخشد.
اما در آن صورت اگر این تعاقب معصومین، این دستهاى امین و کارآمد، مىتوانستند این حادثهى ایجاد شدهى در واقعیت را حفظ کنند، آن وقت مسیر بشر، مسیر دیگرى مىشد.
امروز بشر عیناً همان نیازهایى را دارد که پنجهزار سال پیش، این نیازها را داشت؛ نیازهاى اصولى بشر، هیچ تفاوتى نکرده است. آن روز هم بشر از نفوذ قدرتهاى ستمگر رنج مىبرد؛ امروز هم شما - شماها چشمتان باز است - اگر دنیا را از نفوذ قدرتهاى ستمگر و ویرانگر نگاه کنید، خواهید دید که بشر دارد رنج مىبرد. آن روز هم نیاز بزرگ بشر عدالت بود و برترین رنج او بىعدالتى؛ امروز هم شما نگاه کنید، در دنیا بزرگترین مشکل بشر، بىعدالتى است.
خطاست اگر خیال کنیم که این آزادى فردى - که لیبرال دمکراسى غرب به بشر هدیه داده - این نیاز بشر بوده که قبلاً نبوده؛ چرا؛ به این شکلهایى که امروز آزادىهاى فردى هست، در بسیارى از دورههاى تاریخ و در بسیارى از مناطق تاریخ وجود داشته است. همین محدودیتهایى که امروز به شکل پنهان ارادهى انسانها را به زنجیر مىکشند، اینها یک روز به صورت آشکار بوده است. این تور احاطهکنندهى بر اراده، حرکت و حیات انسان، امروز ریزتر بافته شده، از خیوط و نخهاى باریکترى استفاده شده و با مهارت بیشترى به آب انداخته مىشود. آن روز این مهارتها نبود؛ اما آشکارتر و قلدرمآبانهتر بود. پس نیازهاى بشر تفاوتى نکرده است.
اگر آن دست به دست شدن امانت نبوى و گسترش کمّى و کیفىِ متناسب و درست، انجام مىگرفت، امروز بشر این نیازها را گذرانده بود (نیازهاى فراوان دیگرى ممکن بود براى بشر پیش بیاید که امروز ما آن نیازها را حتى نمىشناسیم) آن نیازها ممکن بود باشد؛ اما دیگر اینقدر ابتدایى نبود. امروز ما و جامعهى بشرى، همچنان در دوران نیازهاى ابتدایى بشرى قرار داریم. در دنیا گرسنگى هست، تبعیض هست - کم هم نیست؛ بلکه گسترده است، به یک جا هم تعلق ندارد؛ بلکه همه جا هست - زورگویى هست، ولایت نابحق انسانها بر انسانها هست؛ همان چیزهایى که چهار هزار سال پیش، دو هزار سال پیش به شکلهاى دیگرى وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همین چیزهاست و فقط رنگها عوض شده است.
«غدیر» شروع آن روندى بود که مىتوانست بشر را از این مرحله خارج کند و به یک مرحلهى دیگرى وارد کند. آن وقت نیازهاى لطیفتر و برترى، و خواهشها و عشقهاى به مراتب بالاترى، چالش اصلى بشر را تشکیل مىداد. راه پیشرفت بشر که بسته نیست! ممکن است هزارها سال یا میلیونها سال دیگر بشریت عمر کند؛ هر چه عمر کند، پیوسته پیشرفت خواهد داشت. منتها امروز پایههاى اصلى خراب است؛ این پایهها را پیغمبر اسلام بنیانگزارى کرد و براى حفاظت از آن، مسألهى وصایت و نیابت را قرار داد؛ اما تخلّف شد. اگر تخلّف نمىشد، چیز دیگرى پیش مىآمد.
«غدیر» این است. در طول دوران دویستوپنجاه سالهى زندگى ائمه (علیهمالسّلام) - که عمر دوران ظهور ائمه از بعد از رحلت پیغمبر تا زمان وفات حضرت عسکرى، دویستوپنجاه سال است - هر وقت ائمه توانستهاند و خودشان را آماده کردهاند تا اینکه به همان مسیرى که پیغمبر پیشبینى کرده بود، برگردند؛ اما خوب، نشده است دیگر. حالا ماها در این برههى از زمان، به میدان آمدهایم و همّتى هست به فضل و توفیق الهى و انشاءاللَّه که به بهترین وجهى ادامه پیدا کند.
*فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام - غدیر 1384
- سیدحسن نصرالله:خامنهای، دنیا و آخرت ماست
- یک روز رهبری چگونه می گذرد؟
- جریان انحرافی و فتنهگران درصدد حذف ارزشهای اسلامی در جامعه هستند
- ابیاتی از مرحوم محمد رضا آقاسی
- دوستی و رفاقت در عرصه سیاسی
- ناگفتههای زندگی آیتالله خامنهای (2)
- ناگفتههای زندگی آیتالله خامنهای (1)
- از فرزندان رهبر چه میدانید ؟ ( زندگی نامه آیت الله خامنه ای )
- به بهانه سالروز شمسی میلاد رهبر انقلاب
- اگر "غدیر" به درستی محقق میشد، نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمیماند
- ۱۳۸٩/۱/٢٧
- روایتی از حضور رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی
- سخنان رهبر انقلاب در حرم مطهر حضرت امام رضا (ع)
- گفتاری از رهبر انقلاب پیرامون سیاست ورزی امام رضا (ع)
- متن کامل خاطرات راشدی یزدی و دکتر ولایتی در جمع دانشجویان
- تفاوتهای زندگی رهبری با دیگران
- بحرانهای سیاسی و مدیریت رهبری
- رهبر انقلاب برای نماز جمعه چقدر مطالعه میکنند؟
- اهمیت لباسهای گرانقیمت در منزل رهبری
- آقای خامنه ای اینگونه زندگی می کنند
- راهپیمایی 9 دی تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب است
- در بحرانهای سیاسی و مدیریت رهبری
- هزاران نفر از مردم شهرستان گچساران با آرمانهای رهبری تجدید بیعت کردند
- اگر عده ای سست عنصری نشان نمی دادند، وضع کشور خیلی بهتر بود
- ناگفتههای زندگی خصوصی آیتالله خامنه ای
- دانلود فایلهای صوتی و تصویری :
- شهیدی که زیر آفتاب مانده بود
- سخنان رهبری درباره خلیج فارس و توطئه عرب ها
- قزوه:مزه قهرمان بودن و پارتیزان شدن را هم چشیده ام و اکنون ولایی ام
- بصیرت راهکار مقابله با جنگ نرم


